چگونه یک فلسفه تشکیل شود

توسعه یک فلسفه شخصی می تواند یک تجربه زندگی با ارزش باشد. فلسفه شخصی چارچوبی است که به شما کمک می کند درک کنید که چه کسی هستید و زندگی خود را معنا می دهید. شکل دادن به فلسفه خود بسیار دشوار است ، خصوصاً برای مبتدیان ، اما قطعاً جوایز آن را ارزش امتحان کردن می کند. این راهنما برای شروع کار کمک خواهد کرد.
درک کنید که شما یک سفر مادام العمر را شروع می کنید. متعهد بودن روشنفکر و قابل انعطاف . هر فرد آگاه فلسفی دارد. فلسفه های فردی می توانند ساده ، در حال توسعه و یا به خوبی توسعه یافته باشند. یک فلسفه شخصی یک درک اساسی و یکپارچه در مورد وجود و ارتباط شما با کلیه موضوعات مرتبط است. کشف و توسعه فلسفه فرد نیاز به خودآگاهی ، تمایل به درک و اراده و توانایی یادگیری دارد. متعهد به جستجوی معنا و تشخیص آنچه معنا دارد. هدف شما شروع به مسیری از رشد شخصی است که با دنبال کردن عشق به خرد ، تکامل و بلوغ می یابد ( فلسفه به این معنی است.
خواندن و یادگیری را شروع کنید. از آنچه به شما علاقه مند است شروع کنید و سعی کنید تا از ایده های بزرگی که فیلسوفان به آن علاقه دارند ، آگاهی پیدا کنید. همانطور که می آموزید برای یافتن انسجام یا استدلال به دنبال پیوند بین ایده ها و افراد می گردید. این شبیه به قرار دادن یک پازل اره منبت کاری اره مویی است. برخی از قطعات متناسب خواهند بود و برخی دیگر.
یک نوع فلسفه را انتخاب کنید. اندیشه فلسفی حول بسیاری از انواع فلسفه ها نظیر: بدیهی شناسی ، هستی شناسی ، زیبایی شناسی ، معرفت شناسی ، اخلاق ، منطق ، متافیزیک و نظریه سیاسی. علایق خود را دنبال کنید. در انتخاب بیش از یک نوع راحت باشید زیرا پیوندهای خاصی را می بینید. شما از فکر کردن در مورد چگونگی موفقیت آمیز کردن آنها لذت خواهید برد. [1]
  • پس از تصمیم گیری در مورد نوع فلسفه ، تاریخچه پیشینه فلسفه منتخب خود ، از جمله خواندن فیلسوفان اصلی را بیاموزید. سؤالات کلیدی که به آنها پرداخته شده را درک کنید و درک کاملی از مفاهیم کلیدی کسب کنید.
  • درک اساسی خود را از انواع دیگر فلسفه ها بهبود بخشید. شما نمی توانید در همه چیز متخصص باشید اما می دانید که در درک اصول کار دیگران چه کاری بسیار ارزشمند است. درک گسترده از آنچه مردم با آن دست و پنجه نرم می کنند و بحث ها در مورد آنها انجام شده است ، به شما کمک می کند تا فلسفه شخصی خود را توسعه دهید. احساس یادگیری و ایجاد ایده های موجود را در صورت احساس راحتی کنید. شروع از ابتدا دشوار است ، بنابراین چرا نباید ایده های فیلسوف دیگری را به عنوان یک چارچوب اساسی برای شروع انتخاب کنیم؟ بسیاری از فیلسوفان مشهور مانند این شروع شدند. به عنوان مثال ، افلاطون روش سقراطی بدون شک و شفاف و شفاف از سقراط واقعی ، [2] X منبع تحقیق را برداشت و از آن به عنوان پایه ای برای روش ادبی بسیار صیقلی سقراطی خود استفاده کرد که به نوبه خود توسط ارسطو گرفته شد تا اساس منطق را شکل دهد. به ویژه هجومها. [3] منبع تحقیق X
تفکر خود را گسترش داده و تکامل دهید. چارچوبی که انتخاب کردید یک نقطه شروع است. هنگامی که زندگی را تجربه می کنید ، آن را امتحان کنید و ببینید چه چیزی برای شما مفید است و چه چیزی ندارد. وقتی وقت دارید این موضوع را تحلیل کرده و فلسفه چارچوب خود را اصلاح کنید. با گذشت زمان ، وقتی مشکلات را حل می کنید و کیفیت تصمیماتی را که گرفته اید ارزیابی کنید ، قادر خواهید بود از جایی که به چیزی مستقل از فلسفه اصلی تبدیل شده اید ، تکامل پیدا کنید.
  • تبدیل به یک متفکر منتقد شوید. مکان اصلی ایده ها ، اصول ، نظریه ها و غیره را در فلسفه جدید خود جستجو کنید. قادر به ردیابی نظریه پردازی یا نتیجه گیری خود به منبع آنها به شما کمک می کند تا از ایده های خود دفاع کنید یا آنها را تحت فشار قرار دهید. خیلی خلاء در خلا ایجاد می شود. [4] منبع تحقیق X
  • مراجعه به آنچه فلاسفه دیگر گفتند ، به فلسفه شما اعتبار بیشتری می بخشد زیرا شما عمق دانش و درک خود را از فلسفه های موجود نشان می دهید.
صبور باش و اجازه دهید ایده های شما به مرور زمان نفوذ کنند. وقتی اوقات فراغت دارید ، چارچوب فلسفه نوپای خود را تجزیه و تحلیل کنید و سعی کنید مشکلات و راه حل ها را پیدا کنید. پیشرفت تدوین فلسفه شما به تدریج این امکان را می دهد تا در چیزی مستقل از فلسفه اصلی تکامل یابد.
  • یک ژورنال را حفظ کنید و افکار و ایده های خود را یادداشت کنید ، حتی اگر منسجم نباشند. صبر ضروری است زیرا ممکن است سالها طول بکشد تا بتوانید تمام ایده های دور انداخته شده را پیدا کنید تا گنجی را که در زیر آن دفن شده است پیدا کنید. گذر زمان سالم است ، زیرا به شما امکان می دهد ایده هایتان در حال تکامل باشند و توسط رویدادهای روزانه مورد آزمایش قرار گیرند.
  • برخی سؤالات مربوطه بپرسید ، مانند: هدف فلسفه شما چیست؟ آیا می خواهید آن را برای همه جامعه اعمال کنید یا فقط یک بخش؟ نقش شما در فلسفه چیست؟ در صورت وجود ، نقش افراد خاص در فلسفه شما چیست؟ چگونه می توانید اساس فلسفه خود را برای دیگران توضیح دهید؟ آیا در سطح عملی یا Utopian مفید است؟ چگونه مجموعه های دیگر اعتقادی یا فلسفه ها با فلسفه شما مطابقت دارند یا با آن مخالفند؟ آیا شما مایلید که پایان نامه یا کتاب فلسفه خود را بنویسید؟ یا ترجیح می دهید داستانهایی بنویسید که شامل فلسفه شما باشد ، اما کاملاً اثری فلسفی در ساختار نیست؟
با دیگران علاقه مند به فلسفه صحبت کنید. آنها می توانند خطاهایی را که احتمالاً از دست داده اید و راه حلهای مختلفی ارائه دهند. این برای پیشرفت فلسفه شما مفید است.
  • به یک گروه فلسفی ، باشگاه یا فصل محلی بپیوندید.
  • به یک گروه آنلاین بپیوندید که دارای انجمن های خصوصی است و می توانید ایده های خود را آزادانه به اشتراک بگذارید و پاسخ دهید.
  • به دانشگاه محلی خود مراجعه کنید و از آنها بخواهید که با اساتید فلسفه صحبت کنند تا افکار خود را با آنها در میان بگذارید.
  • اگر شخص دیگری را پیدا کردید که واقعاً درک کند که فلسفه جدید شما به کجا هدایت می شود ، شور و شوق آنها را در آغوش بگیرید اما مراقب باشید که به طور جداگانه از اشتیاق خود بر روی درک شما کار کند. دنبال کردن شخص دیگری کار سختی است در حالی که آنها هنوز در حال کار کردن با آن هستند که چه چیزی باور دارد ، بنابراین اشتیاق آنها ممکن است فقط به این دلیل باشد که دوست دارند و به شما اعتماد دارند.
به طور فعال تجربیات جدید را بیابید و به دنبال آن باشید تا به شما کمک کند چیزها را به روشهای مختلف و از زوایای مختلف مشاهده کنید.
  • ذهن خود را باز نگه دارید.
  • یاد بگیرید که انتقاد را بپذیرید و از آن رشد کنید؛ فقط ممکن است به تقویت شما و فلسفه کمک کند.
  • همیشه یک مداد و نوت بوک داشته باشید تا ایده های خود را در مورد آنها بیابید ، یا اینکه با آنها روبرو شوید.
فلسفه را بخوانید. این امکان را به شما می دهد تا تلاشهای فیلسوفان قبلی ، آنچه را که یافته اند و چه اشتباهاتی در آنها مشاهده شده است ، مشاهده کنید. بنابراین ، فلسفه خود را پیشرفت می کنید. این همچنین به شما کمک می کند تا ببینید که آیا شما سعی می کنید چیزی را که فیلسوف قبلی قبلاً امتحان کرده است یا خیر ، انجام دهید.
با دنیا به روز باشید. تلاش كردن خواندن یک روز نامه هر از چند گاهی. این به شما کمک می کند تئوری ها را در موقعیت های واقعی به کار بگیرید.
  • به عنوان مثال ، یک خبر جدی بگیرید که شامل موضوعاتی می شود که در بسیاری از بخش های جامعه تأثیر می گذارد و از خودتان بپرسید: "چه کار می کردم؟" پاسخ های خود را در فلسفه در حال توسعه خود جستجو کنید تا ببینید آیا می تواند در برابر رویدادهای واقعی مقاومت کند و توضیحات ، دستورالعمل یا درک بیشتری را ارائه می دهد.
خودتان را به عنوان یک فیلسوف ببینید ، خواه شما یک کار کنید یا نه. حرفه ای در فلسفه یا نقش های مشابه مانند پژوهشگر در اتاق فکر یا مؤسسه ، باعث می شود که شما به طور منظم به فلسفه خود اختصاص دهید ، اما برای فیلسوف پاره وقت مطمئن شوید که وقت کافی را برای آن اختصاص می دهید تا به پیشرفت خود ادامه دهید و بخش های کار خود را فراموش نکنید. [5]
تا آنجا که ممکن است سعی کنید تا با افکار خود زندگی کنید ، حتی هنگامی که شما یک چیز غیرمذهبی را تجربه می کنید که ممکن است شما را از عقاید خود منحرف کند. به یادداشتهایی که درباره فلسفه خود یا کتابهای الهام بخش که خوانده اید ، برگردید. این کمک خواهد کرد
چگونه می توانم برای توسعه شخصیت خود از فلسفه استفاده کنم؟
فقط زندگی خودآزموده ارزش زندگی کردن را دارد. روش دیگر بگویید ، گوش و ذهن خود را باز نگه دارید و در سنین جوانی عاقل تر خواهید شد. اگر عاقل باشید و به قضاوت شتاب نکنید ، در راه شخصیت خوب قرار خواهید گرفت.
اهمیت فلسفه چیست؟
فلسفه هنر درک معنای زندگی است ، بنابراین می تواند بر نحوه مشاهده و تعامل شخص با جهان تأثیر بگذارد.
آیا ایجاد عنوان فلسفه من واقعاً ضروری است یا نوشتن آن در بیانیه نیز مؤثر است؟
تا زمانی که برای شما کار کند. یک فلسفه برای شما وجود دارد و هیچ قانون ، فقط راهنمایی وجود ندارد.
چگونه دانش آموز می تواند یک فلسفه خوب بسازد؟
فقط کاری را که فکر می کنید برای خودتان مناسب است انجام دهید ، در حالی که استیضاح نکنید یا به دیگران آسیب نرسانید.
چگونه می توان یک فلسفه برای معلم بودن ایجاد کرد؟
افلاطون ، فیلسوف یونانی را بخوانید. او معلم بود. فکر می کنید از رویکرد او چه فکر می کنید: در مورد چگونگی و چرا کارهایی متفاوت از افلاطون فکر کنید. این یک راه عالی برای شروع ساختن یک فلسفه است.
حس وجود انسان چیست؟ آیا این جهان توهم است؟
برای پاسخ به سؤال شما ، آیا جهان توهم است؟ تصمیم گیری کاملاً بر عهده شماست. این اعتقاد خود شماست.
چه کتابهای خوبی در زمینه زیبایی شناسی و معرفت شناسی هنگام تشکیل فلسفه چیست؟
از فلسفه های شخص دیگری فقط به عنوان یک چارچوب فقط به عنوان یک مبتدی استفاده کنید. انجام این کار ابتدا بنیانهای شما را می سازد. هنگامی که تلاش خود را ادامه می دهید ، قادر خواهید بود بیشتر رها کنید و به دیدگاه ها و نتیجه گیری های فلسفی خود اعتماد کنید.
سعی کنید فلسفه خود را گسترش دهید - برای گسترش توانایی خود به انواع دیگر فلسفه بروید ، حتی در جایی که لزوماً آنچه را که می خوانید یا یاد نمی گیرید ، دوست ندارید. می توانید چیزهای زیادی را از آنچه با آنها ارتباط برقرار نمی کنید و همچنین از آنچه برای شما طنین انداز می شود بیاموزید.
به عنوان مثال به موضوعات دیگری مانند تاریخ ، الهیات یا مردم شناسی توجه کنید ، زیرا رشته های دانشگاهی اغلب تمایل به همپوشانی دارند.
شما به عنوان یک فیلسوف ، عاشق خرد و حقیقت هستید. فقط از اینكه از عواقب آن می ترسید عقب نمانید - اگر فیلسوفان بزرگ با گذشت زمان چنین كاری كرده اند ، فلسفی برای زندگی و یادگیری ما وجود نخواهد داشت. بعضی اوقات فقط باید بپذیرید که مردم درک نمی کنند که از کجا می آیند ، و حتی به همین دلیل نسبت به چیزی که واقعاً آن را نمی فهمید بسیار عصبانی هستید.
اگر افراد دیگر با عقاید شما موافق نیستند ، ناراحت یا دلسرد نشوید. به یاد داشته باشید که بخش مهمی از تفکر فلسفی درک دیدگاه های متضاد است.
انزوا و تنهایی می تواند نتیجه ای از دیدگاه بالغ تر شما و شاید افراط گرایانه شما باشد ، اما به خود ترحم نکنید. خود را انتخاب کنید و افراد همفکر پیدا کنید و به یاد داشته باشید که حقیقت مهم تر از ترسیدن از نظرات دیگران درباره شما است.
solperformance.com © 2020